زیورهای دنیا، خردهای ناتوان را تباه می سازد . [امام علی علیه السلام]
کوله پشتی من

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ?? صبح روزهای یکشنبه جان می‌سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.


این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می‌دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ?? صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ?? در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.


در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده ...


دو دقیقه به ساعت ?? مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد.


دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد؛ دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد .. ! !!


 


 


 


 



مسافر ::: جمعه 14/4/1387::: ساعت 7:8 عصر

 


دقیقاً یادم نیست از فوت علامه سید جعفر شهیدی چقدر گذشته است؟فکر کنم5 ماه بیشتر شده است.


خیلی وقت پیش هم می‌خواستم این پست را بالا بروم ولی نشد.


بی مقدمه:


امامزاده عبدالله.حدود 50 متر پشت امامزاده می‌توانید دنبال قبر این مورخمان بگردید.واقعاً باید بگردید.حتا به اندازه 1 سانتی متر هم بالاتر از بقیه قبور نیست!


و من واقعاً از این قضیه جا خوردم!


علامه سید جعفر شهید شایسته چنین مزاری هستند؟


خواهشاًحرفهای عوامانه‌ای نزنید که این چیزها اهمیت ندارد و از این جور حرفها!


واقعاً‌مهم  است.حداقل کسی رد می شود بفهمد چه کسی اینجا خوابیده است!یکی رد می شود یک چیزی از زندگیشان بخواند!


ما که خودمان به سختی قبرشان را پیدا کردیم.


 و بعد دوباره جا خوردم وقتی دیدم روی مزارشان هیچ چیز ننوشته بود!خودتان ببینید:


 


وحتماً یادتان هست که ایشان چهره ماندگار شده بودند... .


این هم عکس کمی دورتر تا راحت تر پیدا کنید.


 


 


 



مسافر ::: چهارشنبه 12/4/1387::: ساعت 9:43 صبح

چه کسی می داند؟


شاید آن شاد ترین لحظه‏ ما در راه است


خبری در راه است؟!



مسافر ::: سه‏شنبه 11/4/1387::: ساعت 3:43 عصر

امروز ،در اتوبوس بعد از اینکه قیافه ی خیلی موجه راننده را دیدم و بعد صدای یک آهنگ خیلی تند را  از داخل اتوبوس شنیدم،همرا بلیط، یک یادداشت به آقای راننده دادم که :اگر امام زمان هم در این اتوبوس بود،همین آهنگ را می گذاشتید؟


مسافر ::: پنجشنبه 6/10/1386::: ساعت 5:7 عصر


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 14
بازدید دیروز: 25
کل بازدید :14706

>> درباره خودم <<
کوله پشتی من
مسافر[94]
تا حالا هم خدا به رویم نیاورده بود وگرنه... .گول اسم وبلاگ را نخورید.کوله ی من خالیه خالی است! و تبعاً‏برای شما هم هیچ چیزی ندارد! اما پیوندهای روزانه فرق می کند.دوست دارم ببینید.فقط همین!

>> پیوندهای روزانه <<

>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<

>>آرشیو شده ها<<

>>لوگوی وبلاگ من<<
کوله پشتی من

>>لینک دوستان<<

>>لوگوی دوستان<<
















>>موسیقی وبلاگ<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ایمیل:

 

>>طراح قالب<<